الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
52
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
فصل هفتم قضايايى كه داراى احكام متعدد بوده و در ظاهر يك حكم توهم شده است 1 - حكمهاى گوناگون ( 1 ) پنج نفر را در حال زنا گرفته نزد عمر آوردند ، عمر دستور داد بر همهء آنها حدّ جارى كنند ، اتفاقا امير المؤمنين - عليه السلام - در آنجا حاضر و به قضيّه ناظر بود ، پس به عمر رو كرده ، فرمود : اين حكم كه دربارهء آنان گفتى صحيح نبود . عمر گفت : پس خودتان بر آنان اقامهء حدّ كنيد . امام - عليه السلام - يكى را پيش كشيده گردنش را زد و دومى را سنگسار نمود و به سومى صد تازيانه زد و به چهارمى پنجاه تازيانه ، و پنجمى را فقط چند تازيانه . عمر در حيرت شده و مردم نيز در شگفت . عمر گفت : يا ابا الحسن ! بر پنج نفر كه همگى مرتكب يك جرم شده بودند پنج حدّ مختلف جارى كردى ؟ آن حضرت - عليه السلام - فرمود : اما نفر اول كه گردنش را زدم كافر ذمّى بود كه از شرايط ذمّه خارج شده و حكمش كشتن است ؛ و نفر دوم كه او را سنگسار كردم خودش زن داشت و زنايش محصنه بود و حكمش سنگسار است ؛ و نفر سوم كه به او صد تازيانه زدم زن نداشت ؛ و نفر چهارم كه به او نصف حدّ زدم غلام بود